پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم
چرا به من شک می کنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غــــزل بدم نبض دل عـــاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
گریه نمی کنم نرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون
بغض نمی کنم ببین
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهــــی ایـن سفر مشو
نزار که عشقه منو و تو اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گریه نمی کنم نرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون
بغض نمی کنم ببین
نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه می دن ترانه هام
اگر چه من به چشم تو کمم /قدیمیم/ گمم
آتشفشان عشقمو دریای پرتلاطمم
گریه نمی کنم نرو
آه نمی کشم بشین
حرف نمی زنم بمون
بغض نمی کنم ببین
خدا
بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
........
دانه
دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود.
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: « من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید.»
.......
وراجی
یک آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم …
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش …
همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟ ...............
افسوس تکراری
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار
خندیدند........................
حکایاتی از عبید زاکانی
مردی حجّاج را گفت که دوش در خواب چنان دیدم که اندر بهشتی. حجّاج گفت: اگر خوابت راست باشد، بیداد در آن جهان بیش از این جهان باشد
زشترویی در آینه به چهرهی خود مینگریست و میگفت سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد، غلامش ایستاده بود و این سخن میشنید. چون از نزد او به در آمد، کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید، گفت: در خانه نشسته و بر خدا دروغ می بندد. .......
آرزوهای زیبای ویکتور هوگو
اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی،
و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی.
آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
.
.
.....
داستان عاشقانه (قرار)

جانشینی برای پادشاه

روزی از روزها، پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمنان از دست داده بود، تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند.
داستان کفش های بهشتی

جلوی من دو بچه کوچک ، پسری ۵ ساله و دختری کوچکتر ایستاده بودند .
پسرک لابس مندرسی بر تن داشت ، کفشهایش پاره بود و چند اسکناس را در دستهایش می فشرد .
....
من چقدر ثروتمندم …
بار الها ...
خدايا رحمتي كن تا ايمان نام و نان برايم نياورد
قوتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمان افكنم
تا از انها باشم كه پول دنيا را مي گيرند و براي دين كار ميكنند
نه از انها كه پول دين مي گيرند و براي دنيا كار مي كنند
دكتر شريعتي
چه کسی موثرتر هست، زن یا مرد؟
توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها مسئول آن خواست باک بنزین را پر و روغن اتومبیل را بازرسی کند.سپس ...
چهار سخنی که زاهد را تکان داد!
زاهدی گوید:
جواب
چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه
لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال
ما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که ...
وای از دست خانم ها
روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.
قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم .
زن
قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولی من یادم رفت بگویم
شرایطی برای آرزوهایت هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را
میگیرد.
زن گفت :....
زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود !
قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز .....
فرا داستانک: 20 عامل عقب ماندگی ایرانیان
1-پیشداوری
اولین خصوصیتی که در ما وجود دارد، پیشداوریهای
فراوان نسبت به بسیاری از امور است. اگر هر کدام از ما به درون
خودمان رجوع کنیم پیشداوریهای فراوان میبینیم. این پیشداوریها
در کنش و واکنشهای اجتماعی ما تاؤیرات منفی زیادی دارد. معمولا
وقتی گفته میشود پیشداوری، بیشتر پیشداوری منفی محل نظر است
ولیآؤار مخرب پیشداوری منحصر به پیشداوری منفی نیست. پیشداوریهای
مثبت هم آؤار مخرب خود را دارد. از جمله خوشبینیهای نابهجا که
نسبت به برخی افراد و قشرها و لایههای اجتماعی داریم.
2-جزمیت و جمود
نوعی
جزمیت (دگماتیسم) و جمود در ما ریشه کرده است. من اصلا تحقیقات
روانشناختی و تحقیقات تاریخی در اینباره ندارم که چرا ملت ایران
تا این حد اهل جزم و جمود است.
یعنی واقعیت آن برای من محل انکار نیست ....
زن زیبا
اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه میخوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهرهای بسیار معمولی است.
اما به نظر میرسد که دوستم بیشتر و عمیقتر از گذشته عاشق همسرش است.
عدهای آدم فضول در اطراف از او میپرسند:...
راز خوشبختی در زندگی مشترک
روزی
یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور
شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم
نداشتند.ت و این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت
مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند.
سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟
شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم، اونجا ...
ابلــــــــیس
ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.
کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟
جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.
طنز: شغل آینده پسر کشیش
یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشى براى او ترتیب دهد.
به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روى میز او قرار داد:
درسی از زندگی
اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.
چرا میگن بچه ننه ؟نمیگن بچه بابا !
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام …
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شیر می خوام
نامه ای از مادر غضنفر به پسرش
اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد.
بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،
آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده
بود که بيشتر اتفاقات...
کلید قلب همسرم
خانمها :
رازهاي او را هيچ گاه به کسي نگوييد ، آن رازها تنها براي گوشهاي شما هستند.
زوج هاي ازدواج کرده اي که به يکديگر عشق مي ورزند، هزاران پيام به يکديگر مي دهند، بدون اينکه حرف بزنند، گاهي سکوت بيانگر خيلي حرفهاست.
گاهي به او بگوييد که عاشقش هستيد و بدون او کامل نبوديد.
نکــــــــتــه هـــــای جالب برای شاد زیستن:
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
۲-سعی کنیم بیشتر بخندیم.
۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
۴- با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
۵ -گاهی هدیههایی که گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
۶ – بیشتردعا کنیم.
۷ -در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت کنیم.
۸- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
۹- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
۱۰- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
.
.
هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر و بهبود زندگی انسان باشد .